صاحبدلان
ادبيات
سه شنبه بیستم بهمن 1388
ایلیا ابوماضی ...  
 

ایلیا ابوماضی،در قریه المحیدثه در شمال لبنان متولد شد

برخی سال ولادت اورا 1889 میلادی (از جمله مجله المهجریه)و گروهی دیگر از جمله جورج صمیدح در کتاب ادبنا وادباونا فی المهجر سال تولد اورا 1891 م می دانند

به دلیل وضعیت مالی نامناسب خانواده تحصیلات او فقط در سطح ابتدایی بود

گویند:او مسیر طولانی ای را در سن 7سالگی برای آموزش علم در مدرسه ای که علامه شیخ ابراهیم  منذر ،مدیریتش را بر عهده داشت ،میرفت و از روزنه ی در وپنجره به درس گوش میداده که وقتی معلمش شدت اشتیاق او به آموزش را میبیند به او اجازه میدهد بدون پرداخت شهریه وارد کلاس شود.

به خاطر فقر و تنگدستی در سال 1900به مصر مهاجرت میکند

در سال1902به دکان عمویش در اسکندریه میرود و پیش او شاگردی میکند

در دکان عمویش با انطون الجمیل که به دکان عمویش آمدوشد داشته،آشنا میشود؛جمیل هوش وذکاوت ابوماضی را درمی یابد واو را به سرودن شعر تشویق می کند.

ایلیا اشعاری را که میسرود به چمیل برای تصحیح ارائه میدادو سپس در مجله الزهور به چاپ میرساند.

اولین قصیده ای که در مجله الزهور به چاپ رسید ؛روایت دختر جوانی بود که خانواده اش به ازدواج با یک پیرمرد مجبور کرده بودند و آن زندگانی برای دختر مثل زندان بدون آزادی بود.

در سن 22سالگی اشعار و قصایدی را که در مجله ی الزهور چاپ یکرد ،گردآوری ودر دیوانی با نام تذکار ابوماضی چاپ کرد(1911م)

سپس به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کردو در آن جا مدتی به خرید وفروش اجناس اشتغال داشت.از آن پس به شاعری و روزنامه نگاری روی آورد.

در سال 1916"دیوان ایلیا ابوماضی" با مقدمه ای از جبران خلیل جبران انتشار یافت و در 1925 مجموعه ی دیگری از اشعار او با عنوان "الجداول"-جویبا رها-با مقدمه میخاییل نعیمه منتشر شد.

ابوماضی در 1929 در بروکلن (نیویورک)مجله ای دو هفتگی به زبان عربی به نام السمیر

-دوست-تاسیس کرد که از سال 1936 به صورت روزانه درآمدو تا هنگام وفات وی ادامه یافت.

در 1940چهارمین دفتر اشعار خود را به نام "الخمائل"-درخت زارها-منتشر کرد.

بعد از در گذشت وی نیز مجموعه ای از اشعارش با عنوان "تبروتراب"-طلا وخاک –در بیروت به طبع رسید

 

 

مایه های شعری

ایلیا ابوماضی در زمره شاعران مهجر است

شاعران الادب مهجر حرکت خروشانی را علیه زبان به شیوه های قدیم شعر واغراق آن برپا کردند وبرای بیان اندیشه های خود از اسلوبی مانند هجا،مدح و فخر سود جستند.

پس از گذشت مدتی شماری از این شاعران به یکدیگر پیوستند و انجمنی به نام الرابطه القلمیه را در سال 1920 در شهر نیویورک بنا نهادند؛موسس آن دکتر عبدالمسیح حداد بود،از دیگر اعضای "الرابطه القلمیه"جبران خلیل جبران است که پس از مدتی ریاست این انجمن را بر عهده گرفت.

ایلیا ابوماضی از سال 1911 به موضوعات سیاسی و وطنی روی آوردو در مسیر آزادی مصر از استعمار انگلیس و آزادی بلاد عربی قدم برداشت و در حزب وطنی مصری که رهبری آن را مصطفی کامل بر عهده داشت،همکاری میکرد.

2تا قصیده وطنی سرود یکی به خاطر بازگشت محمد فرید رئیس حزب وطنی مصر از اروپا و یکی دیگر برای مصطفی کامل سرود .

ابوماضی شاعر تامل است؛تامل در هستی ،درباره انسان واین یکی از بارزترین وجوه اندیشه اوست و این اندیشه تحت تاثیر اندیشه خیام ،ابوالعلاءمعری وجبران است.

شاعر پرسشهایی درباره هستی دارد و این پرسشها را راهی در جهت گشودن و کشف رمز هستی میداند

تامل در طبیعت،هستی ،وطن،انسان و عشق از این موارد است

پایان نامه ها ورساله هایی که درباره این شاعر نوشته شده است

 

خوشبینی در شعر ایلیا ابوماضی و محمد حسین شهریار

پایان نامه کارشناسی ارشد

دانشجو:محمد جعفر اصغری

راهنما:دکتر محمد خاقانی

دانشگاه اصفهان

نتیجه:شهریار خوشبین تر از ابوماضی است زیرا ایلیا ابوماضی نسبت به هستی و زندگی دچار شک و تردید بود.

 

 

 

انسان واجتماع از دیدگاه مهدی اخوان ثالث

پایان نامه کارشناسی ارشد

دانشجو:جواد دهقانیان

استاد راهنما:فضل الله میر قادری

 

دانشگاه شیراز

 

 

نتیجه:

شعر تاملی مهدی اخوان ثالث وایلیا ابو ماضی به ما این تئانایی را می بخشد تا با واقعیت های اجتماع این دو شاعر در یکی از حساسترین دوره های تاریخ خاورمیانه آشنا شویم.

شعر این دو ناله ی مردم دردمندی است که استبداد و استعمار فریادشان را در گلو شکسته و برای ابراز وجود مجالی نیافته اند.

از این رو درک پیام شعری اخوان وابوماضی از سوی مردم مشرق زمین به منزله شناخت ضعف ها ونقصها و جستجوی عوامل پیروزی به حساب می آید.

از سوی دیگر تاثیر اندیشه خیامی برافکار این دو شاعر ،زبان شعری آنها را در انسان شناسی و فلسفه هستی به طرز شگفت آوری به هم نزدیک ساخته است.

 

بررسی ادبیات مهاجرت فارسی و عربی

رساله دکتری مصطفی کمال زاده